وبلاگ هنوز، علی اصغر سیدابادی:
ما دیروز قیصر را رعایت نکردیم. او که می توانست به آسانی از جایزه وسوسه کننده کتاب سال بگذرد تا مبادا سیاستی سخت گیرانه را تایید کرده باشد ، او که عمری سربلند زندگی کرد تا مستقل و یگانه بماند و او که هرگز شعرش را به نام و نان و مقام نفروخت ، شایسته مراسمی از جنس خودش بود با حضور آدم هایی از جنس خودش و حرف هایی از جنس حرف های خود او.
آنان که قیصر را می شناختند و هنوز می شناسند، می دانند که او دلی داشت بزرگ که برای همه در آن جا بود و گرچه دل با ایمان و آیینی داشت که ردپایش را در شعرهایش می شود یافت ، اما این دلبستگی او را هرگز به وابستگی نکشاند . تحول تدریجی فکر او از سال های میانی دهه 60 در شعرش هم رخ داده بود و شعرهای سال های پایانی عمرش اگر چه از همان سنت فکری و شعری سیراب بود ، اما تفاوت های آشکاری در آن دیده می شد که مهم ترین تفاوتش در نگاهش به انسان بود و عشق . شعرهای سال های اخیر او همه از عشق بود و پایبندی های انسانی واو را دیگر نمی شد به سبک و سیاق برخی در دسته بندی ها و طیف بندی های دوگانه و از پیش تعیین شده قرار داد .
او خودش بود ، به تمامی قیصر امین پور ! با شعرهایی که مثل خود اوست و با زندگی اش که به تمامی در شعرهایش جاری است ، اما متاسفانه مراسم دیروز انعکاس تمامی قیصر نبود . نمی خواهم کوشش دوستان را در برگزاری مراسم باشکوه دیروز نادیده بگیرم ، برگزاری چنین مراسمی با چنین تدارکاتی دشوار است و باید به همه برگزار کنندگان خسته نباشید گفت ، اما چه می شود کرد وقتی تصویری از او ساخته و پرداخته می شود که اگر بنا به هر مصلحتی نخواهیم بگوییم با حال و روز روزهای آخر او نسبتی ندارد ، حداقل می توانیم بگوییم ، نسبتش دور و دیر است.
از روز نخست درگذشت قیصر ، رادیو و تلویزیون در حال ساختن تصویری ازاین شاعر ارزنده اند که او را به سال هایی و به گروه هایی محدود می کند و متاسفم که در مراسم تشییع او نیز همین تصویر سازی ادامه می یابد.
امین پور از جنگ گفته است و شاید بهترین شعرها را گفته باشد . از انقلاب هم گفته است و شاید بهترین شعرها را گفته باشد ، این شعرها بخشی از زندگی و کارنامه شعری اوست که انکار شدنی نیستند ؛ اما او در سال های اخیر هم چند مجموعه شعر منتشر کرده است که نشانه های پررنگی از تحول شعری دارد ، از این تحول نه در تصویر صدا و سیما و نه در تصویری که دیروز از او ارائه شد ، خبری نبود . قیصری که دیروز معرفی شد ، قیصر امروز نبود ، قابی بود از قیصر در دهه 60 و این یعنی تحریف شاعر. انتظار از دوستان نزدیک قیصر پاسداری از تمامی میراث اوست و جلوگیری از چنین تحریف هایی.
برگزاری مراسمی شبیه مراسم دولتی با همان سخنان و همان تعارف ها و کلیشه ها برای شاعری نوآور ، تحریف او بود . ما دیروز قیصر را رعایت نکردیم . او که می توانست به آسانی از جایزه وسوسه کننده کتاب سال بگذرد تا مبادا سیاستی سخت گیرانه را تایید کرده باشد ، او که عمری سربلند زندگی کرد تا مستقل و یگانه بماند و او که هرگز شعرش را به نام و نان و مقام نفروخت ، شایسته مراسمی از جنس خودش بود با حضور آدم هایی از جنس خودش و حرف هایی از جنس حرف های خود او که:
گرچه مثل درد مردم زمانه نیست
درد مردم زمانه است
مردمی که چین پوستینشان
مردمی که نام هایشان
جلد کهنه شناسنامه هایشان
درد می کند