به یاد قیصر امین‌پور

از قیصر: زندگی‌نامه - شعرها - کتاب‌ها - یادداشت‌ها - گفتگو با قیصر - ترانه‌ها - درباره‌سایت  
درباره قیصر: یادداشت - یادداشت وبلاگی - شعرتقدیمی - گفتگو - مقاله - عکس - اخبار  

Qeysar


باید می‌رفت، وبلاگ زاویه دید


وبلاگ زاویه دید، محمد جواد غلامرضاکاشی:


قیصر از کلیشه‌ها فراتر بود، اما چه سود،
او شاعر زمانه‌ای بود که شعر بزرگ‌ترین کلیشه آن بود.

من با قیصر هم نسل بودم.
او در زمانه‌ای کودکی و نوجوانی خود را پشت سرگذاشت، که شعر، شعور فاخر مردم بود. شعر همواره آبستن حقیقتی بود که به منزله غایت اخلاقی در پیشانی زندگی نصب شده بود. زیبایی، حقیقت و خیر، در هم پیچیده بودند..

اما غنچه قریحه قیصر در زمانی به تدریج می‌شکفت که شعر به شعار بدل شده بود. کسانی از ناحیه شعار نان می‌خوردند و اینچنین شد که سفره شعر پر از نان چرب و گرم شعار بود، اما خالی از حقیقت. شعر دیگر نه تکیه گاهی بود و نه منادی هیچ افقی پیش چشم مخاطبانش.

حقیقت در لباس خرد نقاد فیلسوفان راهی جداگانه اختیار کرد. اخلاق اما بی منادی و مدعی به گورستان سپرده شد.

قیصر در این میانه، پر از ترنم و ترانه بود. اما مثل سربازان به جای مانده از نبردی تاریخی، در خیابان گام بر می‌داشت. حماسه‌ها در جانش طغیان کرده بودند، اما در خلال سال‌ها و لحظه‌های تنهایی، به تدریج رسوب کرده بودند و در رنگ سردی از مهر عمیق از چشمانش می‌تراویدند.

زمین دیگر جایی برای قیصر نداشت. عجیب بود که زودتر از این از جهان نرفت. به خماری چشمان قیصر که می‌نگریستی، عجب می‌داشتی از این زمین نفرین شده‌ که هنوز او را تاب آورده است.

 

Designed by: 7sang.ir | Developed by: 7sang.com | Powered by: Movabletype | Contact: info-at-qeysar.ir