وبلاگ بر ساحل سلامت، سمیه توحیدلو:
مانده ام که چقدر این روزها دکتر قیصر امین پور، عزیز شده. آنقدر که از صدر تا ذیل نظام برایش پیام می دهند - که باید بدهند.- تصاویرش یکروزه کنار اتوبانها نصب می شود - که بایدباشد.
اما نمی فهممشان. یا من قیصر شعرهای ایران و روال و امتداد شعرهایش را نشناختم یا ایشان. بزرگ جفایی است بر او که شاعر جنگش بخوانیم.
آری شاعر "قصه ای برای جنگ" دیروز، امروز از صلح گفته بود. صلحی که جنگ طلبان امروز علاقه ای به ان ندارند و قیصر دیگر نیست که امروز بر انها برآشوبد و از هرچه جنگ و پلیدی است، بازشان دارد.
قیصر از همان نسلی است که انقلاب کرد، تسخیر سفارت نمود، حتی جنگ کرد، اما امروز روز، دفاعی از ان عملکرد نمی کند. قیصر از همان نسلی است که از زمان گذشته اش و از خاطرات پیشینش فاصله گرفته تا بتواند امروز برای صلح شعر بگوید. و چقدر تلخ بوده هم برای او و هم برای خانواده اش این نقلها و گفته های از دم دولتی!چقدر تلخ بوده بزرگ کردن تصویر دهه ۶۰ ای ، بدون توجه به حال و امروز او!
خواستم تکه های "طرحی برای صلح"اش را بگذارم، شاید به نوبه خود صدای خاموش او را، - هرچند بلند است - بار دیگر عیان سازیم.
کودک
با گربه هایش در حیاط خانه بازی می کند
مادر،کنار چرخ خیاطی آرام رفته در نخ سوزن
عطر بخار چای تازه
در خانه می پیچد
صدای در!
"شاید پدر!"
..........................................................
شهیدی که بر خاک می خفت
چنین در دلش گفت:
"اگر فتح این است
که دشمن شکست،
چرا همچنان دشمنی هست؟"
.......................................................
شهیدی که بر خاک می خفت
سرانگشت در خون خود می زد و می نوشت
دو سه حرف بر سنگ:
"به امید پیروزی واقعی
نه در جنگ،
که بر جنگ"*
*از مجموعه دستور زبان عشق
ی نوشت: بخوانیدش قیصر را رعایت نکردیم!