حسین زمان، اعتماد ملی:
خدایا رحمتی کن تا ایمان، نام و نان برایم نیاورد، قوتم بخش تا نانم و حتی نامم را در خطر ایمانم افکنم.(دکتر علی شریعتی)
در سفر بودم که این خبر ملال آور داغهای دلم را تازه کرد. خبر پرواز قمری خسته بال به سوی آسمان برایم بسیار دردآور بود. تصور اینکه دیگر در جمع ما نیست در باورمنمی گنجد. قیصر شعر و شور و عاشقی و معرفت ما را به کویر تنهایی سپرد و حسرت بارش عاشقانه کلامی دیگر را بر دلهای ما که در صف عاشقان وصال دوست به نوبت ایستادهایم باقی گذاشت.
قیصر شاعر مدیحه سرا نبود. بنده هیچ آستان و درگاهی نبود الا درگاه احدیت لا یزال. قیصر آیینه دردهای جامعه بود و صادق و امینی برای مردم. آنگاه که باید با شور میگفت، گفت و آن زمان که باید با سکوت میگفت نیز گفت. هیچگاه قلم را برای خوش خدمتی به دست نگرفت، سیاهی خون قلم قیصر همانگونه شهادت داد که سرخسی خون شهید.
خواندن دو اثر از آثار گرانسنگ قیصر امینپور برایم افتخاری بزرگ بود و همواره به خاطر این موهبتی که نصیبم شد خداوند را شاکر بوده ام. <کویر> و <نوبت عاشقی > از جمله درد دلهای استاد قیصر امین پور بود که با تمام وجودم و احساسم سعی کردم آنها را اجرا نمایم؛ که البته حتی یک بار نیز از رسانهها پخش نشده.
کاش این زمانه زیر و رو شود
روی خوش به ما نشان نمیدهد
یک وجب زمین برای باغچه
یک دریچه آسمان نمیدهد
روحش شاد.