سیدعلی موسویگرمارودی، اعتماد ملی:
نظامی گنجوی در سوگ خاقانی شروانی میگوید:
همی گفتم که خاقانی دریغاگوی من باشد
دریغا من شدم آخر دریغاگوی خاقانی
روانشاد دکتر قیصر امینپور، در آغاز شکوفایی هنری خود بود و همه اسباب پیشرفت و رسیدن به چکادهای بلندتر شعر و ادب را در خود جمع داشت؛ یعنی قریحه سرشار و هوشمندی و ممارست در <بیرون شعر> از مضایق سخن و مهمتر از همه صمیمیت در احساس.
***
از دلایل موفقیت وی در شعر هم در نزد خواص و هم در ذائقه عموم، این است که در انتخاب فرم و در هندسه بیرونی و درونی شعر، نه آنقدر< ممتنع> بود که تنها خواص با شعر وی ارتباط برقرار کنند و نهچندان <سهل>، که به زبان و بیان فخیم او لطمهای وارد شود. مثل شاخههای بارور و پرمیوه، نه چنان بود که فقط در سرشاخههای بلند، میوه را پنهان دارد و نهچندان برای چیده شدن خم میشد که شاخهها، بشکند.
در این راه با هوشمندی از حافظ الگو میگرفت. جادویی در شعر حافظ نهفته است که هرکس آن را میشنود، در حد خود از آن بهرهمند میشود و هرکس به اندازه ظرفیت خود از آن پر میشود.
***
در میان آثار شعری وی، مجموعه <آینههای ناگهان> و نیز <دستور زبان عشق> برجستهتر و دلچسبتر است. در حوزه پژوهش نیز هم کتاب <سنت و نوآوری در شعر معاصر> و هم کتاب <شعر و کودکی> وی، دو اثر علمی و جدی و بسیار پر بار و بدیعاند.
دریغ از آنهمه توانایی و دانایی.
خاک بر او خوشباد.