سیمین بهبهانی، اعتماد:
هر شاخه که از درختی برومند بخشکد دریغی ست بر باغ و دریغ تر آن که شاخه یی نودمیده و پرجوانه باشد.
قیصر امین پور شاعری جوان و مستعد و آگاه به رموز کلام بود. در جوانی از قامت درخت افتاد تا در سینه خاک اقامت کند. شعرش را خواند و آفرین گفته بودم. می گفتند مذهبی است می گفتم چه بهتر، مذهب اگر سبب برکناری از فریب و ریا و کشتار و ستم باشد بی گمان به صافی بی دل شاعر و لطافت احساس او یاری خواهد کرد و اگر چنین نباشد مذهب نیست.
قیصر جوان مرد و من از ماندن شرم دارم و از خود می پرسم که این مصیبت تا کی ادامه خواهد گرفت.
نه یک نه دو بل که بارها
به سوگ یاران نشسته ام
ز روی مژگان به پشت دست
سرشک خونین سترده ام
نه خضر بل چون کلاغ پیر
به گرم و سرد و به سبز و زرد
گذشتن چار فصل را...
قریب سیصد شمرده ام.
8 آبان 86