حدیث غلامی
باران نمیزد
آنجا ولی رنگین کمان داشت
هر ماه دنیا یک "سروش نوجوان" داشت!
ما پشت یک آیینه بودیم
در جشن هایی
با گریه و لبخند، قاطی!
و پای ثابت
آن قاب عکس ساده ی "سلمان هراتی"!
ما دانه بودیم
دست بزرگ مهربانی سبزمان کرد
دستی که رویاهای خود را
نذر "سروش نوجوان" کرد!
*
اما بگو این روزها را...
آن ها که چشم دیدن گل را ندارند
حالا بگو که با چه رویی
توی اتاق کوچکش گل می گذارند؟!
*
رفتن بزرگ خاندان
درگذشت ماه را به آسمان
تسلیت بگو!
تسلیت به روزهای مهربان
تسلیت به روزهای رفتهی "سروش نوجوان"!
*
از این نه...از آن یکی نه!
گفتی برایت
یک شعر بهتر بخوانم
گفتم خوش انصاف!
من با چه حالی دوباره
"قیصر" بخوانم؟