به یاد قیصر امین‌پور

از قیصر: زندگی‌نامه - شعرها - کتاب‌ها - یادداشت‌ها - گفتگو با قیصر - ترانه‌ها - درباره‌سایت  
درباره قیصر: یادداشت - یادداشت وبلاگی - شعرتقدیمی - گفتگو - مقاله - عکس - اخبار  

Qeysar


بی‌شاعر روزهای بارانی، سعید بیابانکی

سعید بیابانکی، فارس:

ای قاصدکان خوش خبر چندی است
گرد در و بام من نمی‌گردید
از قاصد روزهای بارانی
رفتید ولی خبر نیاوردید

ای قاصدکان خوش خبر اینجا
کار من دل گرفته بی‌صبری است
این خانه شبیه خانه نیما
از هر طرفی که می‌روی ابری است

در شعر اگر من و رفیقانم
از حافظ و از فروغ می‌گوییم
اما به هوای سکه‌ای زرین
پشت سر هم دروغ می‌گوییم

امروز اگر من و رفیقانم
تیغ آخته‌ایم بر گلوی هم
دیروز پر از بگو مگو بودیم
«ما چون دو دریچه روبه‌روی هم» 1

بی‌شاعر روزهای بارانی
«هر لحظه غمی و هر غمی دردی» 2
خنجر همه در کف رفیقان است
ای وای چه روزگار نامردی

سنگیم میان شهر سنگستان
شعر از غم ما مگر فروکاهد
شاعر! غزلی ترانه‌ای بیتی...
این شهر هوای تازه می‌خواهد

با وعده به هیچ می‌فروشندت
ای وای چه روزگار ارزانی
آی ای اخوان که خفته‌ای در طوس
بر خیز که سرکنی زمستانی

چندی است به لاک غم فرو رفته است
این شهر فسونگر برادر کش
از سکه فتاده غیرت و مردی
ما شاعرکان به سکه‌ای دلخوش

ای قاصدکان خوش خبر چندی است
این خانه دل گرفته کم‌نور است
آشفتگی ترانه‌های من
از دوری قیصر امین‌پور است...

پی‌نوشت:
1: م. امید
2: مصرع از مجید زهتاب است

 

Designed by: 7sang.ir | Developed by: 7sang.com | Powered by: Movabletype | Contact: info-at-qeysar.ir